مانيماني، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره
ترمه و ترانهترمه و ترانه، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

من و بابا و ماني

تولد زنبوری

مانی ماندنی .....

سلام از آنجایی که متن مسابقه زیاد بود دوباره نوشتیم من و بابایی واسه مانی ........ کوچولوی ما دو ماه دیگه پا به این دنیا می ذاره ، مانی اسمی که برای اون انتخاب کردیم ، از اونجای که رشته من هنر بود و علاقه خاصی به طراحی و نقاشی دارم ، اولش مانی رو انتخاب کردم به خاطر معنی ظاهریش یعنی ماندنی و ماندگار ، خوب فرزند اوله و دوست داشتنی و آرزوی هر پدر و مادری که فرزندشون توی ذهن و دل آدما موندنی بمونه ( مثل همه نقاشی ها و چیزهایی که موندین و تا ابد ارزش دارن ) . بعد اینکه خونده بودم در گذشته های دور مردی به نام مانی با شخصیت خارق العاده ، بسیار هوشمند ، با تقوا ، نویسنده ای مقتدر با کتابهای فراوان و نقاش برجسته ای در زمان خودش بوده و در میان م...
22 ارديبهشت 1390

چرايي انتخاب و معني اسم ماني ......

سلام ماني جون ...... اين متن رو بابايي واسه مسابقه زحمتشو كشيده حتماً خوندني ، من كه خيلي دوستش دارم عزيزم ..... به نام او كه خالق همه زيبايي هاست سلام و درود من و خانمم هر دو كارمنديم – طبق تاريخي كه پزشكان اعلام كردند ، تيرماه صاحب فرزند پسري مي شويم كه هر دو تصميم گرفتيم نام ماني را برايش انتخاب كنيم . وقتي از مسابقه شما با خبر شديم ، سعي كرديم متني بنويسيم تا در اين مسابقه شركت كنيم و شانس خودمون رو امتحان كنيم . در ابتدا خوشحاليم كه با انتخاب اين نام و ايجاد ني ني وبلاگ تونستيم نظر ديگران را به خودمون و فرزندمون جلب كنيم . از آنجا كه همسرم در رشته گرافيك تحصيل كرده و در زمينه طراحي و نقاشي فعاليت زيادي دارد و در حوزه هن...
22 ارديبهشت 1390

امروز خيلي خسته شدم ....

سلام ماني جون الهي قربونت برم ..... مي دونم تو هم امروز خيلي خسته شدي عين ماماني ..... امروز حالم اصلاً خوب نبود و سوزش گلوي شديدي داشتم ، كمر درد شديدي داشتم ..... كاراي اداره هم كه خيلي زياد بود ..... مي بوسمت ...... واسم دعا كن ..... ...
20 ارديبهشت 1390

اردوي اداره ....

ديروز با بچه هاي اداره رفتيم اردو ..... همه همكاراي اداره با خانواده و بعضي ها هم با فاميل هاي نزديكشون اومدن ...... خيلي خيلي خوب بود كنار دريا ..... دريا ديروز موج داشت آخه ديروز باروني بود .... صبح كه رفتيم بارون مي باريد اما بعد خوب شد و هوا كاملاً مطبوع بود ...... جاي بابايي خيلي خالي بود من با سوفيا - دخترخالت - و ماماني رفتم ..... خوش گذشت اما خيلي دلم مي خواست بابا هم با من بود .... تازه يه خبر خوش واسه ماني .... موقعي كه مدير داشت از پرسنل تقدير تشكر مي كرد ....... واسه ماني عزيزم هم يه عروسك خوشگل (  راتاتويل - موش سر آشپز ) هديه داد خيلي خيلي خوشگله و نازه .... به منم به پارچه چادري هديه دادن ..... عزيزم ه...
19 ارديبهشت 1390

اسباب بازي هاي ماني .....

ماني قشنگم سلام ..... عزيزم اينم اسباب بازي هات كه من و بابايي واست خريديم ..... البته بقيه اش رو گذاشتيم با سليقه خودت وقتي بزرگ شدي بگيريم ..... اينم ماشين هاي عسلكم .... اينم عكس آمبولانس هاي ماني .... اينم توپ هاي ماني من .... اينم هاپو خان ماني جون ..... اينا عروسك هاي ناز نازي ماني قشنگم هستن .... اينم يه جعبه مداد رنگي واسه ماني من تا هنرمند  بشه عزيزم ..... ماني من اميدورام صيحح و سلامت به اين دنيا بياي و بتوني از اين اسباب بازي ها استفاده كني و مامان و بابايي لذت ببرن ..... و هميشه شاكر خدا باشي واسه چيزاي كه واست فراهم مي شه ...... دوست دارم عزيزم .........
19 ارديبهشت 1390

هفته معلم هم تموم شد ...

ماني جون سلام .... اين كارت رو من واسه مدرس هاي اداره خودمون درست كردم .... خوشگل شد نه ...... اميدوارم اونا هم خوششون اومده باشه ..... هفته معلم هم داره تمام مي شه .... اميدوارم با گرامي داشت اين هفته تونشته باشيم گوشه اي از زحمات معلمها رو جبران كرده باشيم  ..... ...
18 ارديبهشت 1390

من و ماني تو خواب ....

سلام ماني عزيزم ..... ديشب دوباره خوابتو ديدم يه خواب خيلي خيلي خوب ...... آخه ي عزيزم تو تقريباً همش تو خوابمي و صورت قشنگتو مي بينم و تو بغلم مي گيرمت ...... فدات شم ناز نازي من ...... دوست دارم .....تو خوابم تو خيلي نازي با چشمهاي درشت موهاي مشكي ، البته ارزو مي كنم چشات رنگ عسلي باشه اين آرزومه بعد از سلامتيت چشات سبز عسلي باشه مثل چشمهاي بابابزرگ و دايي بهروز و دايي مهدي ...... دوست دارم خيلي ورجه روجه مي كني آرزو مي كنم كه اين روزجه ورجه هات تموم نشه چون وقتي ساكت مي شي ماماني خيلي مي ترسه ...... فرشته كوچولوي من دوست دارم ......   ...
18 ارديبهشت 1390