مانيماني، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره
ترمه و ترانهترمه و ترانه، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

من و بابا و ماني

تولد زنبوری

من اومدم ...

سلام به همه دوستام و پسرم ،زندگیم مانی جونم ... این روزا با بارداری این دوتا فرشته کوچولو حالم زیاد تعریفی نداره و همش افتادم ، صبح ها که سرکار و عصرها هم که دراز کش رو به موت افتادم ..... مانی جونم ببخش مامانو که با این حالم خیلی اذیتت می کنم ... اما تو پسر مامان خیلی مهربونی و هوای مامانی رو داری ... الهی برات بمیرم ..... خدا هم تو رو هم فرشته های تو دلی مامان رو حفظ کنه .... هنوزم وقتی اداره ام دلم واست غش می روه گلم و یهویی دلم هواتو می کنه ... تو اداره هم اینقدر سرم شلوغه که نمی تونم واست چیزی بنویسم .... گلم امروزم سایت اداره بالا نمی یاد و فعلا بیکار شدم .... روزای سختیه واسم دعا کن هر چند هرش...
2 ارديبهشت 1394

مانی و عید نوروز 94

سلام به همه دوستام .... مانی تو سال 1394 سالی رو شروع کرد که تو ماه تیر دو تا خواهر خوشگل انشاا... به ابن دنیا میان تا همبازی مانی جونم بشن و تو بزرگیشوت پشت هم باشن عید همه مبارک .....   اینم سفره هفت سین عید امسال ... عیدتون مبارک ... مانی و سفره هفت سین ... امسال عید به خاطر وضعیت مامانی جایی نرفتیم .... مانی و سفره هفت سین خوته مادرجون .... مانی جونم و سفره هفت سین خونه خاله مریم .... مانی و سفره هفت سین مهد کودکش ... امسال عید مامان بابا ناصر با عمو مصطفی و زن عمو اسما اومدن خونمون ...خیلی خوش گذشت ... مانی و عمو مصطفی ... مانی و 13 بدر امسال .... قربونت بره مامان ... مانی و سا...
15 فروردين 1394

مانی ماه اسفند ...

سلام به همه دوستام و مانی جون مهربونم مانی جونم تو این مدت خیلی هوای مامانشو داره ... عاشقتم پسر خوشگلم ..... مانی و کیمیا مهربون مانی و سارا و کیمیا تو تولد کیمیا .... تولد کیمیا... شب چهار شنبه سوری ... مانی جونم مامانی رو ببخش که این روزا کم ازت عکس گرفتم ولی لحظه لحظه تو ذهنم بزرگ شدنت رو مرور کردم  و به ذهن سپردم ... امیدوارم ترمه و ترانه هم صحیح و سالم پا به این دنیا بزارن ....   ...
28 اسفند 1393

عقد خاله منا و ماه اسفند ..

سلام به همه تو این ماه ها خیلی حال مساعدی ندارم و واسه همین هم عکسای مانی جونم کم شده و هم بیشتر مشغول استراحتم از اداره که میام واقعا خسته ام و نای هیچ کاری رو ندارم ولی مانی جونم رو خیلی دوست دارم .... تو ماه بهمن خاله منا عروس شد و تبریک ویژه به خواهر گلم خوشبخت باشید عزیزانم ....   عقد خاله منا ... دایی بهروز و دایی مهدی و بابایی و مانی جونم ... بابایی و مانی .... اینم منا جون و آقا صابر شو هر خاله مانی جونم ... شادی و خوشبختیتون آرزومه ....     ...
29 بهمن 1393

مانی مامانی و خبرای جدید ...

سلام به همه معذرت می خوام اتفاقات خوبی تو زندگیمون در حال رخ دادن که اصلاً به من فرصت نداد که نی نی وبلاگ پسر گلم رو به روز کنم ..... مانی مامانی خیلی خیلی دوست دارم اولین خبر اینکه مامانی قراره دوتا نی نی نازه دیگه واسه مانی خوشگلم بیاره ..... اینطور که پیداست مامانی دو تا دختر خوشگل و ناز و مامانی رو تو شکمش داره ...... واسم دعا کن عزیزم ..... امیدوارم خواهرهای نازتم مثل خودت سالم و سلامت باشن ..... دومین خبر اینکه خاله مهتاب هم بارداره ولی هنوز نی نی ش مشخص نشده چیه ..... مبارکه ..... سومین خبر اینکه عمه مریم هم بارداره اما ازش خبر ندارم و نمی دونم نی نی ش چیه عزیزم .... برای هر دوشون آرزوی سلامتی دارم امیدو...
13 بهمن 1393

مانی و ماه محرم 93

سلام .... عزاداریاتون قبول .... امسال هوا خیلی بارونی بود ولی مانی جونم تونست تو بعضی مراسم ها شرکت کنه .... خدایا شکرت به خاطر همه چیز ... خدایا خودت همه مریض ها رو شفا بده و همه بچه ها رو در پناه خودت حفظ کن .... عزاداریاتون قبول ... التماس دعا ..... مانی در حال نقاشی کردن عاشورا .... مانی در حال نقاشی کردن دسته روی بچه ها ..... قربونت بشم مامان .... مانی می خواد با شمشیرش یزید رو بکشه که امام حسین (ع) خوشحال بشه .... و بگه مانی چه بچه خوبیه .... مانی تو دسته روی در حال طبل زدن ... هوا بارونی بود .... مانی با لباس یا حسین داره نقاشی می کشی .... محو تماشای فیلم .... اصلا با هیچ چیز نمی ش...
14 آبان 1393

مانی و ماه مهر ....

سلام به همه .... ماه مهر و مانی منم تو سه سالگیش لباس فرم پوشید امیدوارم .... لباس فرم دکترا رو بپوشی گلم .... اینقد ذوق کردم .... اینم کیف باب اسفنجی مانی جونم ... مانی و پویا با لباس فرم ..... مانی من فدات بشم عسل مامان مراقب خودت باش گلم ... مانی جونم خوابه خوابه .... هر روز صبح تو بغلم خواب بود میرفت مهد ولی به خاطر لباس قشنگ راه می رفت .... چشاش خواب بود دورش بگردم .... مانی روز جهانی کودک .... عزیزم روزت مبارک .... اینم نقاشی بچه ها تو کلاس ... روزتون مبارک عزیزای من ... مانی و خمیر بازی یکی از بازی های مورد علاقه پسر مامان ... شاد و سلامت باشی ...... می بوسمت مامان جون .... ...
4 مهر 1393

مانی من ....

سلام به همه .... با توجه به نداشتن زمان مجبور شدم عکسای ماه شهریور رو یه جا بذارم ..... خوشگلم یه سری از عکسا از قلم افتاد ولی قول می دم واست بذارم .... مانی مامان دوست دارم .... مانی عاشق نگاتم مامان ماهان جونم .... عمه قربونش بره .... اومد خونه عمه اش .... سارا و ماهان و مانی ...... عمه دور سارا بگرده الهی .... بابابزرگ و مانی ..... مانی هفت تیر کش .... اینم کاردست پسر مامان ..... هنرمند کوچک به همراه مامانش خلق اثر می کنه والا ...... اینم از روز عید قربان ..... مرغ قربونی کردیم .... مانی تو روستای گرمرود ... مامانی عاشق اینجاست ... مخصوصاً عاشق مامان عمو حسین .... همیشه...
30 شهريور 1393