مانيماني، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 24 روز سن داره
ترمه و ترانهترمه و ترانه، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

من و بابا و ماني

تولد زنبوری

اولین مسافرت ترمه و ترانه به همراه مانی جونم ...

سلام به همه دوستان .... اولین مسافرت ترمه و ترانه به همراه مانی جونم به شهمیرزاد ... جای همه دوستان خالی ... یه مسافرت عالی با خانواده پنج نفره ما .... خیلی ترمه و ترانه تو مسافرت آروم بودن مانی قشنگمم حسابی مراقب خواهراش بود و هواشونو داشت ....  حالا ترمه و ترانه و مانی به روایت تصویر ... ترمه و ترانه ناز مامان مانی جیگر مامان و خواهراش ... ترمه و ترانه بعد از حموم ... جان مامانی ... رضا و مانی جونم حسابی تو این سفر ترکوندن و خوش گذروندن ... عالی بودن و با هم کلی بازی کردن قربون هر دو تاشون ... زیاد نتونستم تو این سفر عکس بگیرم چون همش درگیر ترمه و ترانه بودم...
20 شهريور 1394

مانی در ماه اول زندگی با ترمه و ترانه

سلام به همه دوستان این روزا خیلی درگیر بچه داریم و کمتر می تونم فعال باشم .... آخه واقعا دو قلو داری سخته البته فقط به امید آینده و افتخار داشتن دو تا دختر گل این روزا رو می گذرونم .... چند روز پیش روز دختر بود و این روز رو به دخترای گلم و همه دخترا تبریک می گم .... ترمه حونم و ترانه جونم روزتون مبارک .... امیدوارم خوشبختی و سعادت و سلامت و شادی همیشه همراه شما گل دخترای خوب من باشه .... مانی مهربونم پسر قشنگم این روزا خیلی اذیت می شی چون من همش درگیر بچه هام و اگه کمک و محبت و حس دوست داشتن تو نبود عشقم این روزا به مامانی خیلی سخت می گذشت ولی به لطف خدا و حضور تو پسر عزیزم لحظه ها رو با عشق و احساس می گذرونم با ت...
29 مرداد 1394

مانی و دریا ..

سلام به همه تعطیلات عید فطر ما تنها بودیم و چون طبق معمول بابایی شیفت بود من و مانی و ترمه و ترانه دیدیم تنهاییم و دایی اینا رفتن دریا ما هم چهار تایی تصمیم گرفتیم بریم دریا جاتون خالی ... خیلی خوب بود .... اولین سفر خارج از شهر ترمه و ترانه به همراه من و مانی .... وای خیلی خوش گذشت ... اینم ترمه و ترانه کنار دریا .... و این هم سارا ، یاسین ، مانی و یگانه ... ترمه مامان ... ترانه مامان ... دوستان و مانی گلم ...خیلی فرصت نمی کنم مطلب بذارم ولی خیلی دلم می خواد مثل قبل همه خاطرات گل دخترام و گل پسرم تاج سرم رو ثبت کنم ... ترمه و ترانه مامان امروز یک ماهه شدن و مانی مامان چهار سال ی...
7 مرداد 1394

مانی و ماهی که گذشت ..

سلام به همه ... ترمه عسل مامان ... ترانه عسل مامان ... ترمه و ترانه بعد از اومدن از بیمارستان آخه به خاطر زردی بستری بودن ... اینم عشق مامان مانی جونم .... ترانه نازم ... ترمه گلم .... مانی و ترمه کوچولو ....   ده حموم ترانه خانم .... اینم ترمه خانم .... و این هم آب بازی تو استخر مانی مامان ... دایی مهربون من ... ترانه جون مامان ... خدا رو شکر ... اینم ترمه جونم .... خدا رو شکر ....   ...
7 مرداد 1394

حس غیر قابل باور

سلام به همه دوستام سلام به مانی قشنگم که تو این مدت خیلی اذیت شد و مامانشو خیلی درک کرد و همش با مهربونی منارم بود ... دوست دارم عشقم ... این مدت واسه من یه تجربه سخت و عجیب و غیر قابل باور بود ... خیلی سخت گذشت روزای آخر بارداری استرس سلامتی بچه ها و وضعیت جسمی خودم خیلی سخت بود .... مانی منو ببخش که اذیت شدی عزیزم ولی با وجود دو تا فرشته کوچولوی مهربون ترمه و ترانه تمام سختی ها رو پشت سر گذاشتیم .... لحظه ای که رفتم تو اتاق عمل وحشتناک بود ... دردای بعد زایمان غیر قابل باور بود واقعا سخت گذشت ولی خدا رو شکر ترمه و ترانه سلامت پا به این دنیا گذاتشتن و من خدا رو از صمیم قلب شاکرم ... خدایا شکر ... خدایا ممنون ... دخترای گل من ترم...
3 مرداد 1394

تولد مانی ، ماهان و سپهر عزیزم ...

سلام به همه دوستان ... دیشب کلی خبر بود اولیش اینکه سپهر پسر خاله مهتاب یه چند هفته ای زودتر پا به این دنیا گذاشت و تاریخ تولدش شد 94/4/4 تبریک می گم به حسین جون و مهتاب خودم و همینطور سپهر عزیزم قدمت مبارک بختت بلند و شاد و تندرست باشی گلم .... امروز هم که تولد مانی خوشگلمه خیلی دوست داشت که یه تولد با تم شیر و کیک شیر و خلاصه تم شیر رو خیلی دوست داشت و هر روز می گفت چند ساعت دیگه که تولدمه کیکم شیر ولی خوب دیگه مامانی نتونست واست اینطوری تولد بگیره ایشا ا... سال دیگه .... دوست دارم عشقم تولدت مبارک ..... و ماهان عزیزم که متولد 7 تیر و با دایی مهدی اومدن اینجا و تولد شماها رو با هم گرفتیم ممنون زندایی پوری که باعث شدی واسه ...
5 تير 1394

تولد مانی خوشگلم ...

سلام به همه دوستان امروز تولد گل پسرم بود خیلی دوست داشتم واسه گل پسرم یه تولد خوب بگیرم مثل هر سال ولی چکار کنم که با وجود دوتا فرشته مهربون تو شکمم نشد که نشد .... امیدوارم سال آینده تولد یک سالگی دو پرنسس و پرسنس خوشگلم مانی جونم رو با یه تم خوشگل بگیرم .... عاشقتم مانی من .... البته با کمک سوفیا و خاله مریم مهربون و حضور زندایی پوری یه جشن تولد گرفتم که عکساشو واستون می ذارم ....   اینم تولد گل پسرم تو نی نی ویلاگ .....   ممنونم نی نی وبلاگ .... تولد مانی جونم مبارک ....   ...
5 تير 1394

اولین پست ترمه و ترانه ....

سلام به همه ... می خوام وسایل ترمه و ترانه رو واستون بذارم .... چون خونه خیلی کوچیکه دیگه نتونستم واسشون اسباب بازی یا تخت و کمد بگیرم ... اینقدر این مانی عشقم اسباب بازی داره که دیگه تو اتاقش جایی واسه وسایل دیگه نیست ... ترمه و ترانه جونم نه ماه تو شکم مامانی بودید ... بارداری سختی بود ولی امید حضورتون دردام رو کم کرد ... خیلی دوستتون دارم امیدوارم خواهرهای خوبی برای مانی باشید که مطمین هستم که هستید ... خیلی دوستتون دارم ... عزیزای دلم امیدوارم مادر خوبی برای شما باشم ... از این به بعد دیگه سعی می کنم حتما وقت بذارم و نی نی وبلاگتون رو که خیلی دوسش دارم به روز کنم .... دکتر نوبت داده هفت تیر برم بستری بشم تا شما ر...
1 تير 1394

مانی من ....

سلام به همه دوستام ... مانی جونم این روزا خیلی خیلی هوای مامانی رو داره و حواسش خیلی به مامانی هست .... این روزا خیلی اذیت شد ولی واقعا به حضور مانی جونم لحظه های سخت واسم خیلی راحت تر گذشت .... مانی دوست دارم که هم هوای منو داری و هم ترمه و ترانه رو ..... مانی و سوفیا و کیمیا و سارا و تکنولوژی .... تو تولد خاله مهتاب ... از همین جا تبلت گرفتن مانی شروع شد و اشتباه محض مامانی بود ... خیلی ناراحتم که اینقدر بد عادت کردم ... هر چند حرف گوش کنی و عزیزم تا میگم نه کوتاه میای .... نگین دختر همسایه و مانی جون عزیزم .... مانی و کیمیا .... تو پارک مادرجون .... عشق منی عزیزم .... مانی برچسبی ... این روزا به خاطر ...
30 خرداد 1394