اسباب كشي .....
سلام ..... ماني جونم سلام ..... الان كه دارم مي نويسم ...... داريم وسايل خونه رو جمع مي كنيم ..... آخه اسباب كشي داريم و بايد بريم يه خونه ديگه ....... البته بايد بگم كه اين خونه هم بزرگتر هم خوشگل تر تازه سه تا اتاق خواب داره و من هم اتاق كارم رو دوباره دارم .... آخه از وقتي تو به اين دنيا پا گذاشتي و زندگيمون رو پر نور تر كردي و ما سه تايي شديم ديگه من اتاق كار ندارم ..... عزيزم اسباب كشي با تو خيلي سخته ....... همش گريه مي كني و بهونه مي گيري و ماماني هم نمي تونه به كاراش برسه ..... بابايي فردا شيفته و من با تو تنهام و اميدوارم زياد ماماني رو اذيت نكني تا بتونم وسايل رو جمع كنم ...... عزيزم دوست د...
نویسنده :
مامان ملیحه و بابا ناصر
22:12










