اصلاً تکون نخوردی ....
مانی جونم سلام ![]()
دیشب تا صبح به خاطر تو نخوابیدم هی رفتم شیرینی خوردم شاید تکون بخوری اما نخوردی .....![]()
![]()
صبح که خواستم بیام اداره می خواستم برم سونوگرافی ببینم خوبی یا نه ......![]()
بابایی گفت تاظهر برو اگه تکون نخورد با هم می ریم پیش دکتر .....![]()
اما حالا داری اینقدر ورجه ورجه می کنی که پدرم در اومده ......![]()
عزیزم به این نتیجه رسیدم که تو با صدای کیبورد تکون می خوری و به ورجه ورجه می افتی .....![]()
نمی دونم چرا اینقدر الان سر معدم داره می سوزه شاید گشنمه باید یه چیزی بخورم ......![]()
احتمالاً گرسنه ت شده عزیزم .....
دوست دارم فدات شم اینقدر مامانی رو حرص نده .......![]()
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




اصلاً تکون نخوردی ....
