مانيماني، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 28 روز سن داره
ترمه و ترانهترمه و ترانه، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

من و بابا و ماني

تولد زنبوری

مانی و مهد .....

سلام مانی جونم یکسال که تو به مهد کوک می ری ............ انگار همین دیروز بود هنوز یادمه چه استرسی واسه گذاشتنت تو مهد کودک داشتم .... یادم نمی ره وقتی تو رو روز اول واسه 2 ساعت گذاشتم مهد و برگشتم خونه مثل ابر بهار گریه کردم اینقدر بغض گلومو فشار می داد که نمی تونستم آروم بشم .... خیلی روز سختی بود الان که یکسال از اون روز می گذره خوشحالم که تو مهد خوب با مربیت اخت شدی تازه گاهی اوقات که می یام دنبالت از بغل مریم جون نمی یایی بغل من ..... خوب دیگه از دوست داشتن زیادی دیگه ..... بعضی موقع ها همکارا می گن حسودیت نمی شه مریم جون رو اینقدر دوست داره از جون دل جواب می دم نه خوشحالم که بچم بغل مریم جون احساس امنیت می کن...
28 اسفند 1391

مانی در ماهی که گذشت ......

با سلام به همه می دونم چند وقته نمی تونم واسه مانی جونم مطلب بزارم ..... راستش هم سرم شلوغ بود و هم دلم خیلی گرفته بود و فرصت هم کم داشتم ..... ببخش مانی جونم و همه دوستان مانی که دیر بروز میکنم ........   مانی تو ماهی که گذشت ...... قبلش یه خبر عمو علی یه یه هفته ای مهمونمون بود خیلی خیلی خوشحال شدیم و خوش گذشت ..... هر جا هستند شاد باشن تا ما هم شاد باشیم الهی ...... مانی جونم با عروسک دوست داشتنیش تو استخر توپ .... مانی درحال خوردن لینا توپی ..... م انی جونم این روروک بابایی با یه احساسی برات درست کرد که نمی دونی عزیزم .... مرسی بابایی .... مانی تو...
5 اسفند 1391

تولد هانی .........و سوفیا

سلام مانی جونم تو هفته گذشته مامانی خیلی دلشوره داشت آخه پسر خاله مهری داشت به دنیا می اومد و مامانی کلی استرس داشت ..... خدا رو شکر روز چهارشنبه 4 بهمن ماه هانی عزیز پسرخاله خوشگلت پا به این دنیا گذاشت ..... امیدوارم هانی جونم زود زود بزرگ شه تا عکس های هانی و مانی رو در کنار هم بزارم تو نی نی وبلاگت عزیزم ..... یه خبر دیگه اینکه دیروز جمعه تولد سوفیا بود کلی خوش گذشت جای همه خالی ..... سوفیا جون تولدت مبارک ...... عزیزم امیدوارم 120 ساله شی ...... قربونت برم ...... شاد و تندرست باشی عزیزم ...... سوفیا جون تولدت مبارک ..... کیک تولد سوفیا جون ..... مانی جونم  تولد سوفیا ..... سارا جون .......  ...
7 بهمن 1391

مانی جونم .....

سلام به همه عزاداریاتون قبول ...... مانی جونم تو این ماه های که گذشت وقت نکردم عکس هات رو بزارم رو سایت ولی الان یه سری از عکس های قشنگت رو می زارم ..... قربونت برم مامان جون ......... مانی جونم تو محوطه یکی از بیمارستان های سمنان برای عیادت مادرجون مامانی رفته بود .... خدایا مادرجون رو زود زود زود شفا بده الهی آمین ..... مانی جونم با بابایی و مامانی تو درجزین ..... مانی جونم انار به دست تو محله های درجزین که پر از اناره ..... مانی جونم با کیمیا رفتن رو ساک و کلی بازی کردن قربون هر دو تاتون .... مانی جونم و بازی با عروسک ها .... به زور بهشون پستونک می داد .... مانی جونم ...
11 آذر 1391

ماه محرم ......

سلام ..... من و بابا و  مانی ایام محرم رو به همه تسلیت می گیم ..... التماس دعا ...... مانی جونم محرم سال 90 .... قربون اون نگات بشم ..... خدایا شکرت .... خدایا شکرت ...... خدایا همه مریض ها رو شفا بده ...... خصوصاً بچه های پاک و معصوم رو .... الهی آمین .... عزاداریتون قبول .....   ...
28 آبان 1391

عروسی دایی مهدی ......

سلام به همه عید همه مبارک .................. من و بابا و مانی تو هفته گذشته و تعطیلات رفتیم عروسی دایی مهدی خیلی خیلی خوش گذشت امیدوارم به پای هم پیر بشن تعطیلات خیلی خیلی خوبی بود بهمون خیلی خوش گذشت ...... مهدی جون امیدوارم تو تمام مراحل زندگیت مثل شب عروسیت شاد و سرحال باشی و قدر پوری جون رو هم بدونی ...... شادی و سلامتیت آرزوی قلبی منه ........ توی این هفته جاهای دیدنی زیادی رفتیم و در ضمن مادرجون من هم تو بیمارستان بستری بود رفتیم ملاقاتش حالش خدا رو شکر بهتر بود ....... خدا خودش حافظشون باشه ...... پسر گلم و ناصر عزیزم از اینکه توی این مهمونی همراهم بودید ازتون ممنونم ...... ...
14 آبان 1391

مانی در ماه مهر ....

سلام مانی جونم تو ماه مهر به روایت تصویر ......... 20 مهر تولد سارا جون مبارک ......... سارا جونم تولد مبارک عمه قربونت بره 120 ساله شی عزیزم ..... مانی ، رضا ، سارا و کیمیا جون ....... سارا جون  تولدت مبارک ......... وقتی مانی دختر می شه و تل می زاره ..... فداش بشم ..... مانی وقتی بعد یه بازی طولانی خسته خوابش می بره ........ فداش بشم الهی مانی وقتی تو چمن ها غلت می زنه و کیف می کنه ......عاشقتم مانی و رانندگی ....... قربون خندت بشم که فرمون رو ول نمی کنی عزیزم .... مانی جون تو دریاچه ...... نمی دونم چرا گیر دادان به حباب های لامپ .... کیمیا جونم و ...
23 مهر 1391

روز جهانی کودک مبارک ........

سلام ...... روز جهانی کودک مبارک ........ سلام مانی جونم امسال اولین سال کودک بودنت عزیزم ...... مامانی برات آرزوی بهترین ها رو داره و امیدواره تو تمام مراحل زندگیت لبت خندون و دلت شاد باشه ...... مامانی واسه همه بچه های جهان آرزوی سلامتی و تندرستی داره ....... عزیزم سال گذشته تو نوزاد بودی و دوران نوزادی رو خوب خوب خوب پشت سر گذاشتی امسال کودک بودنت رو تبریک می گم امیدوارم سلامت باشی عزیزم از اینکه تو رو دارم خوشحالم ....... روزت مبارک عزیزم ........... قربونت برم ....................   عزیز دل مامان دلم می خواد بهترین های دنیا رو برات آرزو کنم و از خدای مهربون به خاطر حضورت تشکر کنم ..... خدایا شکرت ........
17 مهر 1391

لحظه های شیرین با مانی بودن ......

سلام مانی جونم می خوام برات بنویسم پسرم ، عزیزم ، پاره تنم ، عمرم ، تمام زندگی مامان .... از لحظه های که کنار مامانی هستی و داری شیر می خوری از لبخند قشنگت موقع شیر خوردت که هم دوست داری بخندی و هم شیر خوردنت رو از دست ندی عزیزم .................. خیلی دوست دارم موقع تاب بازی کردن وقتی بابایی ادا در می یاره و تو از خنده غش می ری ...... قربونت برم ....... موقعی که مامانی داره لباس یا ظرف می شوره و تو یه پای مامانی رو محکم می گیری و همش می گی همممممممممم هممممممممم  الهی فدات شم نمی ذاری مامانی کارشو تمام کنه .......... موقعی که یه هوی یه آهنگ شاد میشنوی سریع می ایستی و شروع می کنی به دست زدن و پا کوبوندن ..... یا موقعی...
5 مهر 1391