مانی مهربونم و عشق به بابابزرگ 💛
متاسفانه بابابزرگ مریض شد و رفت بیمارستان مادرجون اومد خونمون رفت تو تخت مانی و مانی هم با یه احساسی وسایلش رو جمع کرد اومد تو تخت من ... کلی شوکه شدم چقدر به این عکس ها و عروسکاش وابسته اس اصلا باورم نمی شد ... دوستت دارم مانی پر از احساس و مهربونم بعد از مدت ها پسرم کنارم بود ... خدایا همه مریض ها رو شفا بده در کنارش بابای من رو چون می دونم خیلی خیلی مانی و من بهش وابسته آیم .... قاب عکس های کنار تخت مانی ... عاشقتم پسرم❤️ ...














